مدیران آموزشی Educational Administrators


+ مسائل و چالش های مدیریت و مدیریت آموزشی در ایران

مسائل و چالش های مدیریت در ایران:

- وجود جلسات زیاد اما بی فایده و بدون خروجی 

- مطرح و تصویب کردن مسائل در جلسات متناوب بدون پیگیری کردن و نظارت داشتن بر اجرا که به نظر من این بزرگترین درد مدیریت در ایران است (نبود نظارت و اهرم های ارزیابی و ارزشیابی دقیق).

-کار نکردن روی ابزار کار و برنامه ریزی لازمه برای ساز و کارها.

-کشور ما به دللایل سیاسی و ایدئولوژیکی با بسیاری از سازمان ها و دانشگاه های کشورهای دیگر ارتباطی ندارد و از علم آنها استفاده نمیکند.(اسلام نیز با این مسئله مشکل ندارد. اطلبو العلم و لو بالسین)
- سازمان ها و مدیران ما مثل گلدان هایی هستند که خاک آنها اصلا عوض نمی شود و آموزش های ضمن خدمت ما هم کارایی و اثربخشی لازم را ندارند.
- عملا دکوری بودن مدیران رده عملیاتی که هیچ نقشی و اختیاری از خود ندارند و در یک سیستم کاملا متمرکز به سر میبریم.
- مدیران میانی ما زنجیره ارتباطی مناسبی نیستند. به اعتقاد من مهم ترین و کاراترین نوع مدیریت که نقش بسیار حیاتی دارد همین مدیران میانی هستند چرا که مشاوران عملیاتی مدیران بالا و از طرفی ایده پردازان خلاق مدیران پایین دست هستند.
- تاکید بر تعهد تا بر تخصص
 
اما مشکلات مدیریت آموزشی در ایران:
- علاوه بر موارد فوق باور نداشتن اصل "انسان ها مهم ترین رکن پیشرفت سازمان ها و جوامع هستند پس باید روی آموزش و پرورش آنها کار کرد"
- وزیرانی که مرگ دانش آموزانشان برایشان اهمیتی ندارد و مرگ انسان ها را که تر از پست سازمانی خود میدانند و زره ای خود را مقصر نمی داند.
- نظام آموزشی ای که برای کارکنان و معلمان و اساتید خود کم ترین حقوق را قائل نبوده و به زندگی شخصی آنها اهمیتی نمی دهد. فقط اهمیت می دهد که باید امور اداری و سازمانی آنها سر پا باشد. چه اهمیتی دارد که فلان معلم برای حاضر شدن در سر فلان کلاس چه مسیر طولانی باید بیاید و چه خطراتی او را تهدید می کند. و چه اهمیتی دارد که خروجی واقعی این نظام اموزشی چیست.
- مدیریت اموزشی که بهترین محصول آن سالانه هزاران هزار نفر از کشور خارج شده و بر نمی گردند. و هیچ اهمیتی به مخترعان  نیز نمی دهند.
- نظام آموزشی که هیچ تحقیقاتی روی بستر فرهنگی کشور انجام نمی دهد و  روی تعلیم و تربیت اسلامی مانوری ندارد و ساختار های  تکراری و تقلیدی 6، 3 و 3 را دنبال میکند.
- نظام آموزشی که نمی داند کیفیت در آموزش تعریف آن چیست و چه شاخص ها و معیار هایی دارد، آنگاه اصولی و پایه ای ترین سطح آموزشی (ابتدایی) ما را کیفی می کند این در حالی است که صورت مسئله را پاک کرده اند.
- در سطح آموزش عالی باز شدن درب دانشگاه های غیر انتفاهی را می توان مثال زد که تمام سطوح دانشگاهی را تخریب کرده.
- توجه شدن به مدرک گرایی و بی سوادی به شکل هر چه تمام تر دانشجویان که بهتر است بگوییم مدرک جویان.
- عدم توجه به معیار ها و ملاک های دقیق در ارتقا هیات علمی (مثلا ارتقا بر اساس تحقیقات کاربردی که مسائل کشور حل شود و نه تعداد مقالات آی اس آی)
- و هزاران موارد دیگر
به نظر شما چه مشکلات دیگری در مدیریت آموزشی ایران وجود دارد؟ ما را از نظرات ارزشمند خود بهره مند کنید.
نویسنده : مدیر ; ساعت ۳:۱٠ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱۳ دی ۱۳٩۱
comment نظرات () لینک