مدیران آموزشی Educational Administrators


+ هفت عادت مردمان موثر

 

 

دکتر استفان آر. کاوی، مؤسس کانون رهبری کاوی - سازمانی بین المللی که متشکل از بیش از 700 عضو یا مشاور رهبری است - تقریبا برای همه ی مدیران و رهبران جهان شخصیتی آشناست. او نویسنده ی هشت کتاب پرفروش از جمله هفت عادت مردمان مؤثر است. دکتر کاوی مشاور دائمی بیش از 500 سازمان رسمی از جمله سازمان های صنایع و اتاق های بازرگانی و دانشگاه ها و تأسیسات دولتی و هزاران شرکت تجارتی و مؤسسات آموزشی در سطح جهان - از جمله مسئول آموزش رهبری به مدیران همه ی شرکت های آی. بی. ام - و مشاور قریب به اتفاق همه ی مدیران فروشگاه ها و هتل های زنجیره ای بزرگ و شرکت های نفتی است. روش آموزش او «رهبری مبتنی بر اصول» و هدفش این است که به افراد و سازمان ها این توانایی را ببخشد که خودشان به خود بیاموزند. او این عادات را زمینه ای برای ایجاد تحولی بنیادین در نگرش ها و برداشت های افراد از نقش های مختلف مناسب می داند:

عادت 1: عامل باشید
عادت 2: ذهنا از پایان آغاز کنید
عادت 3: نخست امور نخست را قرار دهید
عادت 4: برنده/ برنده بیندیشید
عادت 5: نخست گوش فرا دهید...
عادت 6: سینرژی(انرژی گروهی ایجاد کنید)
عادت 7: اره را تیز کنید

 به عنوان یک دوست هم رشته ای خواندن یکبار این کتاب را به شما حتماً پیشنهاد می کنم.

عادت 1 : عامل باشید: آنچه شما امروز هستید به دلیل انتخابهای دیروز شما بوده است . پس می توانید امروز دیگر گونه انتخاب کنید . مشکلاتی که با آنها روبرو می شویم در یکی از طبقه بندیهای زیر قرار دارد :

1-     کنترل مستقیم ( مشکلاتی که به رفتار خودمان مربوط می شود ) 

2-     کنترل غیر مستقیم ( مشکلاتی که به دیگران مربوط می شود)

3-     عدم کنترل ( مشکلاتی که نمی توانیم کاری درباره شان بکنیم مانند واقعیتهای مربوط به گذشته یا وضعیت خود )

مشکلات مربوط به کنترل مستقیم را می توان از طریق تغییر دادن عادتهای خود حل کرد که به عادتهای 1 و 2 و 3 مربوط می شود. مشکلات مربوط به کنترل غیر مستقیم را می توان از طریق تغییر دادن شیوه ها نفوذ خود حل کرد که به پیروزیهای عمومی یا عادات 4 و 5 و 6 مربوط می شود. مشکلات مربوط به عدم کنترل را می توان با زیستن مسالمت آمیز با آنها حل کرد. پس حلقه نفوذ خود را گسترش دهید. تعهداتی کوچک را ایجاد و آنها را حفظ کنید . الگو باشید نه منتقد . بخشی از راه حل باشید نه بخشی از مشکل . در مورد هر کاری حلقه نفوذتان را برای حل مشکل مشخص کنید و آن گام بردارید.

 عادت 2 : ذهناً از پایان آغاز کنید: یعنی به روشنی مقصدتان را بشناسید. مثلا اگر فردا تشییع جنازه شما باشد و شما ناظر بر آن دوست دارید افرادی که شما را می شناسند درباره شما چه بگویند و از شما چگونه یاد کنند ؟ ( در مقام همسر ، در مقام دوست ، در مقام همکار ، در مقام رئیس ، در مقام ... ). مدیریت یعنی درست انجام دادن امور. رهبری یعنی انجام دادن امور درست. شما باید کانون توجهتان اصول باشد نه کار نه تملک نه تفریح نه دوست نه دشمن نه مسجد نه خود نه همسر نه خانواده نه پول. اصول را فدای موارد دیگر نکنید چرا که در نهایت احساس خوشبختی نخواهید کرد. پس شعار رسالت شخصی خود را بنویسید .

 عادت 3 : نخست امور نخست را قرار دهید: چه کاری برای موفقیتان بسیار مهم است ولی به آن نمی پردازید؟ هشتاد درصد نتایج حاصل بیست درصد از کار و فعالیت است. چهار نوع فعالیت وجود دارد:

1-     کارهای ضروری و اضطراری ( مثل بهرانها )

2-     کارهای ضروری و غیر اضطراری ( شناخت فرصتها – برنامه ریزی )

3-     کارهای غیر ضروری و اضطراری ( جلسات بی مورد – تلفنها )

4-     کارهای غیر ضروری و غیر اضطراری ( اتلاف وقت – تلویزیون – کارهای پیش پا افتاده )

 افراد موفق کسانی هستند که به امور دوم می پردازند . آنها هرگز مسایل را مورد توجه قرار نمی دهند بلکه ذهن را به فرصتها و راه حلها معطوف می دارند. نه گفتن به فعالیتهای دیگر مایه ای ندارد. بعضی کارها را به دیگران واگذار کنید. پس اوقات خود را به صورت هفتگی برنامه ریزی کنید.

 عادت 4 : برنده / برنده بیاندیشید: شش برداشت در مناسبات انسانی وجود دارد:

     برنده / برنده، برنده / بازنده، بازنده / برنده، بازنده / بازنده، برنده، برنده / برنده یا صرف نظر

 برنده / برنده در تمام جنبه های ارتباطی در صدد جذب منافع دو جانبه است. این سوال که چه کسی در زندگی مشترک شما برنده است؟ پرسش مسخره ای بیش نیست. اگر هر دو نفر برنده نباشید، هر دو بازنده اید. هرگز نباید در شرکتی که همه برای دستیابی به موفقیت نیاز به همکاری دارند بین همکاران رقابت برنده / بازنده برقرار شود.

 عادت 5 : نخست بخواهید بفهمید، آنگاه جویای تفاهم باشید: اغلب مردم با نیت پاسخ دادن، به سخنان دیگران گوش می کنند و نه اینکه قصد درک آن را داشته باشند. همچنین عقاید، احساسات و داوریهای خود را دخیل کرده و برای پاسخ به یکی از چهار روش زیر توسل می جوییم :

1-     ارزیابی : موافق انجام کاری یا مخالف

2-     بازجویی : سوال پیچ کردن مخاطب

3-     تحمیل پند و اندرز : نصایح حکیمانه خود را بر دیگران تحمیل می کنیم

4-     تعبیر و تفسیر : رفتار و انگیزه های دیگران را بر حسب رفتار و انگیزه های خود می سنجیم

 

در بسیاری از مواقع برای تغییر وضعیت فرد نیازی به پند و اندرز و توصیه نیست. غالب مردم پس از اینکه مجالی برای ابراز احساسات بیابند مسائل خود را می شکافند و در نتیجه راه حلها خود آشکار می شوند.

 عادت 6 : نیروی جمعی ایجاد کنید: برآیند نیروی جمعی از جمع تک تک نیروها بیشتر است. بها دادن به تفاوتها ( تفاوتهای ذهنی ، احساسی و روانی ) جوهره کار تیمی است.

 عادت 7 : اره را تیز کنید: گاه که به عواقب عظیم ناشی از چیزهای کوچک می اندیشیم ، به این نتیجه می رسیم که اصولا هیچ چیز حقیری وجود ندارد. گاه دست از کار بکشید و در گفتار و رفتارمان درنگ و تامل کنیم . بازسازی باید در چهار بعد صورت گیرد:

1-     جسمانی ( ورزش ، تغذیه ، کنترل فشارها )

2-     ذهنی ( مطالعه ، تجسم ، برنامه ریزی ، نوشتن )

3-     معنوی ( تعیین ارزشها ، تعهد ، مطالعه و نیایش )

4-     عاطفی اجتماعی ( خدمت ، همدلی ، روحیه تیمی ، امنیت باطنی ) 

نباید از اکتشاف باز ایستیم و غایت همه اکتشافهایمان رسیدن به همانجایی خواهد بود که از آن آغاز کرده ایم ، تا برای نخستین بار همان جا را بشناسیم.

 

 

نویسنده : مدیر ; ساعت ۱:٢٧ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٢٦ آبان ۱۳۸٩
comment نظرات () لینک